ی وارد خانه یک پیر زنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه. پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت ننه نشان می دهد شما جوان خوبی هستید و از ناچاری ی می کنید آن وسایل سنگین ول کن بیا این النگوهای طلا به شما بدم فقط قبل از آن خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن. گفت خوب چی خواب دیدی. پیرزن گفت خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون اوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا می کردم خواب ,پیرزن منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

صبرم سر اومد فلزیاب اورجینال کازرون پارکور هفت آسمون تاسیسات اصفهان دانلود فیلم و سریال آپشن خودرو ✓ جی دی تیک